تبليغاتX
اذا ضاق لها صدری

اذا ضاق لها صدری

هميشه رفيق!

اصلا چرا دروغ؟؟؟؟

اينجا سخت، سخت ميگذرد!!! ولي تو ذره اي ...فاصله اي از من دور نشدي...همانگونه كه عهد كردي مولايم باشي و عهد بستم بندگي را...

رهايم نكردي...تا رها شوم رهاي رها...زنجيري نمي بينم به پايم...

هرچه هست دلسپردگي ست...من يا تو...تو يا من!!

به اين ميگن "رفيق" نه  بهش ميگن:‌"هميشه رفيق"...

يا هميشه رفيق.



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 15:31  توسط بذرنو  | 

...

به منجنیق عذاب اندرم چو ابراهیم

به آتش حسراتم فکند خواهندی!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 20:48  توسط بذرنو  | 

 

بر من كه سبويي زده ام خرقه حرام است

اي مجلسيان راه خرابات كدام است...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 15:11  توسط بذرنو  | 

كرانه ي ديدار...

 

روح ستاره اي مگر امشب

در من حلول كرده كه اين سان

از تنگناي حس و جهت

پاك رسته ام

بيداري است و روشني و بال و اوج و موج. .......

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 23:4  توسط بذرنو  | 

ندايي شنيديم...

 

دور هم سر يك سفره جمع شديم كه بگوييم:

 ربنا اننا سمعنا مناديا ينادي للايمان ان آمنوا بربكم فامنا...

و من رقصي ميانه ميدانم آرزوست...ساده تر بگم:

دوستت دارم...

واقــعـــه دیـــــدن روی تـــــــو را 

 ثـــانــــیـــه ای بـیـشــتــرم   آرزوسـت

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 3:0  توسط بذرنو  | 

شهادتین

....

اینبار بگذار از زبان ابراهیم ع بگویم:

انی وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا و ما انا من المشرکین....(انعام۷۹)

باشد که شهادتینم را پذیرا شوی....

مولایم دلتنگتم....

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 19:23  توسط بذرنو  |